روزنامه های خیس و سرگردان
سر پناه کودکان بی پناه ...
بوی گوگرد نم زده
بستر کبریت های ناخریده ی دخترک
که در زیر روسری باد نمی وزد لابلای موهاش ...
چراغ سبز شد
بی آن که نگاهی سبز شود ...
ماشین ها از چهارراه بلاتکلیفی گذشتند
کودکان مجبور از عرض خیابان اما نمی گذرند ...
دارد برف می بارد
هوا سرد است
خیلی سرد ...
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 21:34
آواز پرستوها
از سیم های بریده برخاسته است
و در این هیروویر
این باد بلاتکلیف هم آمد ...
هی به من می گوید
بیا تا کجاهای دور همسفر شویم.
آخر ای باد نا به جا تو که هر لحظه به یک جا وزیده ای !
تو که دستت بی چراغ و
کوله بارت،خالی از ردپای پرستوهاست
مرا کجا می بری؟
برو ای باد بی وطن
من تا ترنم بازگشت پرستوها
در همین زادرود سرما خواهم ماند
و آنقدر فریاد می زنم
تا تمام این دامنه ی خواب آلود
بیدار شود.
برو از پیش چشم من ای باد ....
تنهایم بگذار!
مهزداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 0:22
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 9:11
پردیس، پرنده و پرواز
پچ پچ پروانه ها
رد پای شبنم ها , گونه ی شقایق
چینه های خوشبو
بوی نم حصیر و
چند کنده ی نمور جنگلی...
ا نگار آسمان آبستن باران است
باد ، بوی رطوبت دریا می دهد
و جاده پر از تخیل تخته سنگ های پراکنده است.
چقدر این میهن سبز را دوست دارم...
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 2:20
سرانگشت خیس گریه
بر واژه های خط خورده ی من پیداست
باز انگار صدای دل دل این دل بی قرار می آید
کوچه را نگاه می کنم
نه ، هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است
تنها چند زاغچه ی بازیگوش
به پیشانی شکسته ی باد ، نوک می زنند
چه پروانه های نازنینی
چشم به راه تو بر پلک غمگین نرگس مرده اند!
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 17:06
نگران نباش!
راه دوری نیستم
نخواهم رفت
همیشه دلم پی چراغ و
حواسم همین حوالی شماست
فقط گاه اوقات
هیچ میلی به دیدن بعضی ها ندارم!
آخر مگر تحمل یک پیاله ی باریک
تا کجای شب هست !
خب من هم دلم می خواهد
گاه از وهم این زندگی فاصله بگیرم
بروم با ناآشناترین اهل هوای بوسه ها
ترانه بخوانم
بروم در گهواره ی باد بخوابم و
همآغوش رویا شوم
بروم...
اصلن ولش کن!
بی خیال هرچه که هست
من همین جا خواهم ماند.
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 12:01
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 12:01
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 17:06
دمدمای فلق
خوابم نمی برد
بدجور دلم گرفته ست
روزها را گم کرده ام
خودم را از یاد برده ام
نپرس چرا
کاش لااقل کسی می آمد
یا من می رفتم...
می رفتم جایی
که هوای حوصله باشد
فهم آدمی
شور و اشتیاق
تورق ترانه
آواز آزادی پرنده...
پای رفتن ندارم
دل نشستن
نپرس چرا
اینجا کلاغ سالخورده ای
اضطراب طولانی مرا
در پس پنجره می پاید ...
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 6:10
ما با هم بودیم
خنکای عشق بود
بوسه بود و
خدا هم شاهد ...
اما نفهمیدم که چرا
یکهو بی هوا
در آن پسین بی تبسم
گم شدی !
باور نمی کنی بانو!
من بارها سراغت را
از قاصدکهای خیس و خسته گرفتم
در غیاب غمگین تو
تمام ترانه های من
سطر به سطر از گریه گذشته است
در غیاب تو
من بارها گریبان سپیدت را
در خواب و خاطره ها بوسیده ام
هنوز هم نمی دانم
چرا ناگهان مرا
گم کردی؟
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 16:50
چه ساده بود
آنگاه که همراه با ابر سپیدی
بر شانه ها غریبانه می رفتی ...
غروبی سرد بود و عبوس
شهر خالی از عطر صداقت تو
دیوارها همه چشم بودند
و گنجشک ها بر صنوبرهای پیر
ترانه می خواندند ...
ما ماندیم و هراس شب
شبی سیاه که تا امتداد زمان دراز بود
و حجم زندگی را
از نبودنت پر می کرد ...
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 18:09
کوچه دلگیر است
تشنگی در گلوی پاره پاره ی جوی ها،
چشمهای تیرک برق
در حسرت یک چراغ روشن
اتاق ها از ترس تاریکی می لرزند
پنجره ها اسیر قفل های زنگارگرفته
درها بوی دلهره می دهند
همسایه ها به سکوت یکدیگر زل می زنند!
و طفلی بی پناه
در آغوش مهتاب می گرید.
و کوچه همچنان دلگیر
چقدر کوچه دلگیر است.
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 18:09
من الفبای عشق را
از تو آموختم
ای تنفس ناتمام!
من از آوازعشق
به ممنوع ترین بوسه های آدم رسیده ام
اصلن چه معنی دارد که بعضی ها
مزاحم بوسه بازی باد و بنفشه می شوند!
آی بانوی از مهر آمده
ترا به وسعت هفت دریا دوست دارم ...
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12
گاهی اوقات
دلت بی هوا
هوای نگاهی ، چیزی
یا جایی دور می کند...
حالا می دانم سال هاست چشم هامان به تاریکی و
دل ها به اندوه عادت کرده است...
می دانی که ردپای مسافران را
باران شسته است
باد هم بوی بازمانده از عطر پیراهنشان را
به خانه نمی آورد!
اما پشت همین اوقات اندوه
همیشه دریچه ای رو به تبسم گشوده می شود
من هم شبیه شما
کشیده ام تمام نقطه چین های تاریکی را در اندوه این زندگی
اما آیا انتهای کوچه ی ما
همیشه بن بست خواهد بود ..؟!
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12
مهرداد اکبری
برچسب: 09 370z specs,09 370z,09 335i specs,09 370z for sale,09 335i,09 328i specs,09 33 north,09 335i for sale,09 370z 0,60,09 350z, نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12
پرواز کبوتر ها باز هم
بوی فانوس و فاتحه می دهد
یازدهمین روز از شهریور ماه تشنه بود
که از میان ما رفت
من می شناختمش ...
ما بارها سفر به آبی دریا رفته ایم
طور عجیبی بود:
تابستان عاشقانه ها
شبتاب ها
جگن های مرداب ها ...
صبوری غریبه ها
رفتار آفتاب و جذبه ی نا محدود _ماهتاب
هیهات
سفر کرده ی نابهنگام!
کاش می دانستی پرواز کبوتر ها
معمولا در شب های تابستانی اتفاقی ست از دیرگاه ...
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12
هنوز ردپای پروانه ای
بر سطر های عشق پیدا ست
پیداست که از مسیر شقایق آمده ست
یعنی که عاشقان چهان همیشه زنده اند ....
تنها عشق تو را به زندگی پیوند می زند ...
پنهان و پوشیده ...
همیشه عاشق باش
تا سرچشمه ی ستاره ی قطبی را
در چشم هاش پیدا کنی
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12
هنوز رد پای پروانه ای
بر برگ برگ کتاب عشق پیداست
بی شک از مسیر شقایق آمده است
که برای اعتقادش پنهان و پوشیده گام می زند
اما راسخ وپایدار
و ا ین علامتی از عشق نامیراست
یعنی که عاشقان تا همیشه زنده اند
و باور کن که تنها عشق لایزال
تو را به لذت زندگی می سپارد
اصلا تو باید همیشه عاشق باشی
ورنه هیچگاه سرچشمه ی ستاره را
نخواهی دید
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12
من در میان شما ایستاده ام
دلم جای دیگری ست
هی با توام ..برادر بی نصیب من
تبسم روزگار کودکی
از یاد برده ای؟!
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12
تو رفته ای
و هیچ عطری از لب های بی بوسه ات
بر نمی خیزد.
حالا کلماتی را به یاد می آورم
که از تکرار گریه...ترانه می شوند.
ببین چه شب ها چشم هام با یاد خاطره هات
بارانی شدند،
چه چراع ها که به خواب نرفتند
و چه آینه ها که شکستند.
مثل سال هاست که تو رفته ای
ودر غیاب بی نهایت تو
خطوط فاصله ها
چهره ام را در هم شکسته است
دیگر نامت را
در هیچ ترانه ای زمزمه نخواهم کرد.
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12
تو رفته ای
و هیچ عطری از لب های بی بوسه ات
بر نمی خیزد.
حالا کلماتی را به یاد می آورم
که از تکرار گریه...ترانه می شوند
ببین چه شب ها
بارانی شدند
چشم هام با یاد خاطره هات
چه چراع ها که به خواب نرفتند
و چه واژه ها که به رقص در نیامدند.
مثل سال هاست که تو رفته ای
و در غیاب بی نهایت تو
خطوط فاصله ها
چهره ام را درهم شکسته است.
اما باز نامت
در دفتر خاطرات زمزمه می شود.
مهرداد اکبری
برچسب: نویسنده: متین کاشفی تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 13:12